سلام

چند وقت پیش تو فیـ.س بو.ک یکی از فرندهام یک عکس به اشتراک گذاشته بود از یک شعری که به کودکان یاد می داد که نگذارند دیگران لمسشون کنند و اگه غریبه ای خواست بهشون دست بزنه بهشون بگند نه! بعد این دوست که البته مجرد بود و بدون بچه یک عالمه در مذمت این شعر نوشته بود که دارند چی به بچه هامون یاد می دهند. راستش به نظر من اگه یک کار درست انجام شده همین کاره و همین آموزش.

آموزش مسائل جنـ.سی و احترام به خود و جسم خود مثل خیلی چیزهای دیگه باید از کودکی و مرحله پیش دبستانی (2-6 سال) صورت بگیره. اگه ما بتونیم در این دوره یک رابطه مبتنی بر اعتماد و دوستی با کودکمون پایه ریزی کنیم، در دروان بلوغ خیلی راحت تر ما را به عنوان سنگ صبورش می پذیره و از ناراحتی ها و دغدغه های جسمی و جنـ.سیش با ما صحبت می کنه.

سئوال مهم اینه ما از کی باید به فکر آموزش این مسائل باشیم. از وقتی کودک فرق بین زن و مرد را متوجه شد و آ.لت تنا.سلیش را کشف کرد. فروید در مرحله بندی دوران کودکی به مرحله ای به نام مرحله آ.لتی اشاره می کنه که بین 3-6 ساله. کودک در این مرحله این عضو از بدنش را کشف می کنه و به عادت شناخت کودکی با لمس کردن اون سعی در شناختن بیشتر اون داره. در این لمس کردن ها یک لذتی هم کسب می کنه که نباید اون را با لذت جنـ.سی اشتباه بگیرید چون از لحاظ فیزیولوژی کودک در این سن قادر به تجربه لذت و ار.گا.سم نیست. ولی یک حس خوشاینده مخصوصا اگه مثانه اش پر باشه. خوب ما در این مرحله چه باید بکنیم. عکس العمل ما حس کودک را نسبت به اندام جنـ.سی و جسم و نیازش تا بزرگسالی شکل میده. پس خیلی خیلی مهمه که وقتی دیدید کودک 3 ساله تون داره با اون عضو ور میره برخورد مناسبی باهاش داشته باشید. در مرحله اول به هیچ وجه نباید مضطرب، نگران، عصبی و خشمگین بشید. به خودتون بگید این یک مرحله از رشدشه و کودک هیچ پیش فرضی نسبت به بد بودن کارش یا ممنوعه بودن این تماس و لمس نداره. سعی کنید خیلی عادی حواسش را پرت کنید. حواس کودکان در این سن خیلی زود پرت یک محرک خوشایندتر میشه، مثل کارتون، مثل بازی، خوراکی یا جلب توجه مادر. ممکنه گاهی متوجه بشید کودکتون کاری شبیه خود. ار.ضایی انجام میده. هول نشید و دعواش نکنید و با تنبیه بدنی و یا تنبیه های شدید اون را مجازات نکنید. اون یک دفعه با طوفانی از خشم روبه رو میشه که درک نمی کنه به چه دلیله و این باعث میشه به شدت احساس ترس و اضطراب بکنه و همین اضطراب تمایلش را به این کار بیشتر می کنه. همون طور که گفتم حواسش را به یک چیز دیگه پرت کنید و سعی کنید خیلی عادی باهاش صحبت و برخورد کنید. اگه احیانا این کار از حد متعارف و اندک فراتر رفت باید حتما به مشاور کودک مراجعه کنید. خیلی از کودکان به شدت مضطرب و یا بیش فعال از این کار برای تمرکز و یا پرت کردن حواسشون استفاده می کنند.

در حدود 4-5 سالگی کودک کنجکاو میشه بدونه نوزاد چه جوری به دنیا میاد؟ هیچ وقت، هیچ وقت به کودک دروغ نگید. بیان نکردن حقیقت با دروغ گفتن خیلی فرق داره. اگه کودک بفهمه که شما بهش دروغ گفتید اعتمادش به شما را از دست میده. با توجه به فوران اطلاعات در این عصر و این که به خاطر اینترنت و ماه.واره و بلوتوس و ... خیلی از بچه ها ممکنه اطلاعاتی زودتر از سن خودشون دریافت کنند خیلی مهمه شما قبل از دادن هر اطلاعاتی کودک را تخلیه اطلاعاتی بکنید. برای این کار محیطی آروم محیا کنید. با آرامش در کنارش بنشینید و خیلی مهمه هم قد کودک باشید و در چشم هاش نگاه کنید و با سئوالات ساده و لحنی آرام و بدون استرس ازش بپرسید که چی می دونه و چرا چنین چیزی گفته و ... بعد که حس کردید اون را تخلیه اطلاعاتی کردید، اطلاعاتی متناسب با سنش بهش بدید. اگه کودک اطلاعاتی خیلی بیشتر از سنش داشت حتما با مشاور کودک و متخصص در این زمینه مشورت کنید.

در حدود سن 4-5 سالگی کودک زیاد متوجه نقش پدر در تولد کودک نمیشه و اگه خودش در این مورد سئوالی نپرسید بهتره چیزی نگید. اطلاعات باید مرحله به مرحله و متناسب با سن کودک داده بشه.

اکثر روانشناسان تاکید دارند که اطلاعات مربوط به اندام های تنا.سلی و چگونگی کارکرد آن و فرآیند بلوغ و ... را قبل از به بلوغ رسیدن کودک باید بهش داده بشه. به صورت کلی وقتی فرزند ما به سن راهنمایی رسید باید اطلاعات درست و صحیحی نسبت به اندام های جنـ.سی و اتفاقاتی که قراره براش بیوفته داشته باشه.

مسلما برای شما دادن این اطلاعات سخته و معذب خواهید شد ولی این را در نظر داشته باشید اگه فرزند شما این اطلاعات را به صورت صحیح و درست از شما دریافت کنه بهتره تا از گروه همتایان و دوستان چیزهای ناقصی بشنوه و شالوده ذهنیش درباره این موضوع غلط پایه ریزی بشه.

این اطلاعات خیلی بهتره که توسط والد همجنس داده بشه (اگه حس می کنید اطلاعات علمی کافی ندارید کتاب هایی خوبی در این زمنیه هست که خیلی هم حجیم نیست ) و اگه شد والد از اولین تجربیات خودش تعریف بکنه و حسش را بگه به گونه ای که فرزند حس کنه در این جهش و انقلاب عظیم روحی و جسمی تنها نیست و عزیزترین و نزدیک ترین افراد زندگیش اون را درک می کنند و خیلی راحت تر می تونه به والدش اعتماد کنه و درباره مشکلاتش باهاش صحبت کنه.

برای دختران خیلی مهمه که درباره پرده بـ.کا.رت و لزوم حفظ اون تا سنی که دیگه مستقل بشند را بدونند. باید بدونند این پرده کجاست و چه جوریه و چه چیزی باعث از دست دادن اون میشه. نباید ازش یک کابوس بسازید براشون که فکر کنند هر حرکتی بکنند از دستش خواهند داد ولی باید بدونند نباید بی پروا هم باشند.

کودکان از سنین پایین باید بدونند بدنشون و جسمشون حرمت داره. باید نه گفتن به خواسته های نامعقول دیگران را یاد بگیرند. از سنی که کودک متوجه اندام جنـ.سیش شد باید یاد بگیره که این اندام حرمت داره. نباید اجازه بده که کسی غیر از والدین و کسی که ازش مراقبت می کنه دست بهش بزنه یا نگاهش کنه. باید بدونه نباید لباسش را هرجا در بیاره و اون قسمت را عریان کنه. وقتی کودک به سنی رسید که تونست خودش به تنهایی از سرویس بهداشتی استفاده کنه باید بهش بگید دیگه وقتش رسیده که والدین هم برای تمیز کردنش دست به اون اندام ها نزنند و چون بزرگ شده دیگه باید خودش را خودش تمیز کنه و هیچ کسی اون اعضا را نبینه و دست نزنه. کودکان عاشق این هستند که بهشون حس بزرگی و توانایی بدید. و بهتره از این سن کودک دیگه با والد غیرهمجنس حمام نره و یا اگه حمام میره هر دو فرد با لباس متعارف اندامشون را بپوشانند. کودک وقتی به سن دبستان رسید کم کم باید یاد بگیره خودش به تنهایی حمام بره چون دیگه این قدر بزرگ شده که والد همجنس هم نباید عضو جنـ.سی اون را ببینه و دست بزنه. این جوری حرمت پیدا می کنه این اعضا. البته خیلی خیلی مهمه این حرمت با ایجاد حس گناه نباشه. باید این حس باشه که این اعضا مهم هستند و یک عضو خصوصی هستند که هر کسی نباید ببینه. باید کودک بدونه بعضی از اعضا مثل صورت و دست و پا را هر کسی می تونه ببینه، بعضی از اعضا مثل شکم و پشت و ... را گاهی و بستگی به شرایط، به اشخاص به خصوصی می تونه نشون بده و بعضی از عضوها خصوصی و مهم و منحصر به خودشه.

در ضمن این که به کودک باید یاد بدهید که چون این اعضا حرمت داره اگه کسی بهش دست زد باید بیاید و به والدین خبر بدهد. خیلی مهمه شما حواستون به رابطه کودکتون با بچه های بزرگتر از سنش و بزرگسالان دیگه باشید. خیلی راحت نگذارید کودک شب در منزل دوستان یا آشناها یا فامیلی به تنهایی بمونه مگر این که خیلی خیلی از بزرگسالان اون خانه مطمئن باشید. متاسفانه مادران نگران باید بدونند خیلی از کودکان توسط محارمی چون دایی و عمو و پدربزرگ و حتی پدر مورد آزار قرار گرفته اند و متاسفانه چون میزان انحرافات جنـ.سی یا منحصر به مردان و یا در مردان بیشتره، مادران باید خیلی خیلی مواظب رابطه فرزندانشون با مردان نزدیک یا دورتر باشند. همون طور که گفتم کودکان مخصوصا در سنین پایین تر بیشتر توسط نزدیکانشون آزار می بینند. این را نمیگم که نگران بشید، میگم که محتاط باشید.

متاسفانه به صرف پسر بودن کودک شما در امان نیست. در کشور ما به علت بافت مذهبی و سنتیش خیلی از مردان گرایشات همـ.جنس گرایانه شون را مخفی می کنند و حتی با ازدواج سعی در پنهان کردنش دارند ولی خوب در مواردی این تمایلات را بروز می دهند. برای همین به صرف متاهل بودن و بچه داشتن نباید مطمئن باشید این مرد تمایل به پسران کودک و نوجوان شما نداره. در ضمن این که تمایلات همـ.جنس گرایانه بین صفر (دگرجنس خواه مطلق) و شش (همـ.جنس خواه مطلق) ممکنه در نوسان باشه.

اگه خدای ناکرده حس کردید کودکتون دچار بی اشتهاتی و مشکلاتی در خواب و افت درسی شده، اگه حس می کنید ناگهانی عصبی و گوشه گیر و نگرانه. و بدون دلیل زیر گریه می زنه و ... اگه دلیل دیگه ای برای این تغییر ناگهانی در نظر ندارید چند درصدی احتمال بدهید کودک شما مورد آزار قرار گرفته. بهتره در این زمان به همون طریقی که گفتم سعی کنید با آرامش اعتمادش را کسب کنید و اون را تخلیه اطلاعاتی کنید و بهش اعتماد بدهید که تحت هر شرایطی ازش حمایت می کنید. ممکنه کودک شما تهدید شده باشه تا سکوت کنه. مهمه که قبلش بدونه شما این قدر قدرتمند هستید که بتونید جلوی این تهدیدها را بگیرید و ازش محافظت کنید. بعد که متوجه موضوع شدید قضاوتش نکنید. دعواش نکنید که چرا زودتر نگفته یا اجازه داده چنین اتفاقی رخ بده. سعی کنید درکش کنید و بهش آرامش و اطمینان بدهید. این برخورد شما خیلی خیلی مهمه در این که این موضوع چه اثر سویی در آینده کودک شما بگذاره.

اگه آماندا تاد و کودکانی از جنس آماندا والدین و نزدیکان حمایتگری داشتند که کودک می دونست با وجود همه تهدیدها و اتهامات گروه همسالان و غریبه ها نزدیکانش اون را درک می کنند و به خاطر اشتباهش مدام اون را تنبیه و سرزنش نمی کنند و در کنارش هستند راحت تر این مرحله را پشت سر می گذاشت و این سرنوشت در انتظارش نبود.

دوست کودکتون باشید. سعی کنید به شما اعتماد کنه. این اعتماد را از کودکی ایجاد کنید و در بحرانی ترین لحظات زندگیش در کنارش باشید و گوش شنوای احساساتش و مدام از موضع بالا اون را توبیخ نکنید و به این فکر کنید که اون تجربه زندگی شما را نداره و روزی خود شما هم این روزها را طی کردید و چه قدر دوست داشتید والدین همراه و همدردی داشتید که این همه تلاطم را در درون شما درک می کرد.

 

پیوست 1: به شدت شرم شلوغه. اینه که شرمنده دوستانی میشم که بهم سر می زنند و برام کامنت می گذارید. من اولویت را برای کسانی می گذارم که ازم سئوال می پرسند و درخواست کمک دارند ولی الان کم کم این قدر مشغله هام زیاد شده که حس می کنم برای جواب دادن به این عزیزان هم زمان کم میارم. اینه که درکم کنید و ممنون که همراهم هستید.

پیوست 2: من با سلام و صلوات این پست را ارسال کردم. امید است عزیزان فیل خیس کننده بدونند منظور ما صرفا بالا بردن سطح اطلاع والدین است. (جان شما از وقتی وبلاگ آنا همین جوری و الکی فیلی شد دیگه می ترسم! ) ببخشید اگه پست طولانی شد نمی شد مختصرترش کرد.

بعدا نوشت: متاسفانه گویا بلاگفا کلا قاط زده و نمیشه جواب کامنت ها را داد. یا برای کسی کامنت گذاشت. اینه کامنت ها (البته اگه کسی بتونه بگذاره) صرفا تایید میشه! فکر کنم لازم شده یک بار دیگه به بلاگفا یک سری مسائل را درباره اعتقاد به روح گوشزد کنیم!!!!