باز یک پایان ...

سلام

فکر کنم بلاگفا متوجه دودلی من شد و حجت را بر من تمام کرد. گفت بی خود دل نبند. من پیش بینی ناپذیر و غیرقابل اعتماد شده ام. و از اون جایی که کلا من عادت دارم به اسباب کشی اینترنتی و شروع دوباره و تجربه سرویس های جدید... از این به بعد ما را در خانه جدیدمان دنبال کنید:

ذهن نوشت های خانم و آقای اردیبهشتی

 

پیوست: به توصیه باران جان تا چند پست را در این وبلاگ اطلاع رسانی می کنم و بعد به طور کامل از این جا خواهم رفت.

تجا.وز و متجا.وز

سلام

کسانی که خواننده قدیمی من هستند می دونند من چه قدر روی آموزش صحیح مسائل جنـ.سی به کودکان و حمایت از کودکانی که قربانی سواستفاده های جنـ.سی شده اند، تاکید کردم و مطلب نوشتم. نمونه هاش این و این و این پست.

حتی از تجربه شخصی خودم هم نوشتم ( این و این پست که البته خصوصیه اما اگه فرد واجد شرایطی رمز خواست بهش می دهم.) نوشتم تا کسانی که مثل من چنین تجربه ای داشتند و از محارمشون زخمی خوردند بدونند تنها نیستند و اگه زخمی نخوردند حس یک زخم خورده را درک کنند تا بیشتر مواظب باشند و در مورد کودکانشون بیشتر احتیاط کنند.

ولی داشتم فکر می کردم اگرچه در مورد قربانیان و این خشونت های جنـ.سی سکوت شده و به علت بافت فرهنگی و دینی و البته سیا.ست های پشت اون این موضوع کمتر جایی مطرح شده ولی به همون نسبت و شاید کمتر از افراد متجاوز و انگیزه هاشون صحبت شده.

خیلی ها فکر می کنند به علت بافت مذهبی و فرهنگی کشور ما و این که امکان برقراری رابطه جنـ.سی قبل از ازدواج به لحاظ تئوری در کشور ما وجود نداره، این قبیل حوادث ناخوشایند و ناراحت کننده رخ میده.

ولی آمارهایی که از خشونت های خانگی و تجا.وز در کشورهای غربی و آزاد از این لحاظ، ارائه شده نشون میده صرف این موضوع عامل بروز چنین خشونت هایی نیست.

در ضمن این که تنها مردان مجرد هم جزو افراد متجاوز محسوب نمی شوند و افراد زیادی هستند که از طرف افراد متاهل مورد دست درازی و آزار قرار گرفته اند.

پس صرف تاهل به معنای کم شدن خطر بروز این اتفاق نیست.

اون چیزی که مسلمه وقوع این اتفاق در کودکی به مراتب دردناک تر و کمرنگ کردن اثرات به جا مانده ازش سخت تر و درمانش دشوارتر و طولانی تره.

به نظر من بد نیست در کالبدشکافی یک خشونت کمی هم به فرد متجاوز و خصوصیات و شرایطی که باعث میشه اون فرد دست به چنین کاری بزنه را بررسی کنیم.

شاید بیان این نکته بد نباشه که در تعریف DSM-IV-TR اومده که اگه فرد بالای 16 سالی به مدت 6ماه یا بیشتر به افراد کمتر از 13 سالی تحریک یا میل شدید جنـ.سی داشته باشه، دچار انحراف جنـ.سی بچه بازی یا پدوفیلیا است. (من این را از یک کتاب نقل قول کردم درست و غلطش پای خودش!!!!)

در هر صورت بر طبق این تعریف اگه فرد متجاوز زیر 16 سال باشه زیاد نمیشه بهش انگ منحرف جنسی را زد.

و باز اگه فرد بالای 16 ساله ای این تمایلات را داشت، حتی اگه متاهل باشه یک منحرف است. پس نمیشه گفت که فقط نیازها و فشارهای جنـ.سی باعث این رفتار خشونت آمیزش شده.

چیزی که میشه در مورد افراد متجاوز زیر 16 سال گفت اینه که اون ها هم به نحوی قربانی شده اند (البته نه به اندازه فرد مورد تجاوز قرار گرفته) مسلمه اون ها هم به احتمال زیاد سرنوشت جنـ.سی سالمی در آینده نخواهند داشت. شاید قربانی عدم آگاهی، شرایط نادرست خانواده، حمایت ها و برتری هایی که به صرف پسر بودن داشتند، آگاهی های نسبت به مسائل جنـ.سی از طرق نادرست و از همه مهم تر عدم حضور محسوس قید و بندهای اخلاقی.

اکثر پسرهای نوجوان در زمان بلوغ دچار فوران و هجوم هورمون های جنـ.سی و فشارهای روحی و فیزیکی برای ارضای این نیاز می شوند. ولی آیا همه پسرها دست به هر کاری برای کاهش این تنش و فشار می زنند؟! آیا همه اون ها به خودشون اجازه می دهند با دست درازی به محارمشون خودشون را تخلیه کنند؟!

مسلمه که نه! اگه قبلش مورد آموزش های صحیح قرار گرفته باشند، اگه حرمت ها و اخلاقیات به صورت جدی در خانواده رعایت بشه، اگه همه افراد خانواده به یک اندازه مورد حمایت قرار بگیرند و از همه مهم تر مادر خانواده نقش منفعلی در تربیت و حمایت از تک تک فرزندانش نداشته باشه، احتمال رخ دادن این وقایع کم میشه.

در مورد افرادی که دانسته و آگاهانه دست به این خشونت نابخشودنی می زنند میشه این را گفت که احتمالا با توجه به شرایط، قربانی هاشون را انتخاب می کنند. احتمالا مطمئن هستند که قربانی ها از سر ترس و یا به علت عدم حمایت از طرف والدینشون و مخصوصا مادر چیزی نخواهند گفت. وقتی مطمئن باشند که شرایط به نفع اون هاست و حتی اگه خانواده بفهمند باز عکس العمل شدیدی نسبت به اون ها نشون نمی دهند، وقیح تر می شوند.

پس این نکته که در خانواده باید آموزش صحیح مسائل جنـ.سی از طریق علمی به کودکان در زمان مناسب داشته بشه، حریم ها و اصول اخلاقی رعایت بشه، کودکان به طور یکسان حس کنند که مورد حمایت و اعتماد خانواده هستند احتمال بروز این حوادث ناخوشایند کمتر میشه.

و آخرین نکته که خیلی راحت به هر کسی برای نگهداری از کودکانتون اعتماد نکنید.

افراد متجاوز شخصیت سالمی ندارند و معمولا از اعتماد به نفس بالایی برخوردار نیستند. حتی اگه به ظاهر برونگرا یا اجتماعی باشند.

در انتها دوست دارم یک وبلاگ مفید را برای قربانیان این دست از خشونت های خانگی معرفی کنم.

جایی که این فرصت را میده که متوجه بشید تنها نیستید و احساسات خودتون را به اشتراک بگذارید و از اگه امکانش باشه از کمک های روانشناسی و حقوقی استفاده کنید.

هر قدمی برای آگاه سازی افراد جامعه یک پیشرفت بزرگ برای جلوگیری از بروز احتمالی چنین حوادث ناخوشایند و دردناکیه.

«وبلاگ تجاوزهای خانگی»


پیوست: از بس من از دست این بلاگفا کشیدم، کامنت ها را قورت داد و پست ها و آرشیو را به هم ریخت و ... و این دو روز باز با شاهکار جدیدی غافلگیرمان کرد. طی یک اقدام انتحاری یک وبلاگ توی بلاگ اسکای ساختم ولی نمی دونم چرا وقتی خواستم براش قالب انتخاب کنم و به نوشتن اولین پست در اون وبلاگ فکر کنم یک دفعه دلم لرزید! انگار رفتن از این جا یک کم سخته!!!! بدجوری دچار دودلی شدم!

بعدا نوشت: بهنوش جان آدرس ایمیلت گویا درست نیست! ایمیلم برگشت خورد!!!