سلام

گاهی وقت ها هست که یکی از بیرون باید بیاد و بهت بگه که چه قدر خوشبختی. بیاد و نکته های مثبت زندگیت را نشون بده وقتی زوم کردی روی نقاط منفی و تیره و تار زندگیت. بیاد و تو را متوجه نگاه هایی بکنه که این قدر درگیر افکارتی که نمی بینیش. بیاد و گاهی یک بزنه توی گوشت و بگه ببین چه چیزهایی داری و خودت نمی دونی و یا نمی بینی و یا نمی خواهی ببینی.

اون وقته که مثل کسی که پرده از جلوی چشم هاش عقب رفته پی به خیلی چیزهایی می بری که قبلا از دیدنش عاجز بودی.


ولی یک چیزی را می دونید؟! اون یکی باید خیلی بهتون نزدیک باشه.

از این یکی ها توی زندگیتون دارید؟! اگه دارید خیلی خوشبختید! چون هر از گاهی انسان نیاز به این تلنگرها داره که از باتلاق سیاه افکارش بکشوندش بیرون.


پیوست: سفرم. باز شهر مادری. خونه پدری و حال و هوای بچگی.