سلام

الان که دارم این متن را تایپ می کنم یک لیوان پر شیرخرمالو غلیظ ( من بهش میگم میلک شیک خرمالو ) کنار دستمه. نم نمک یک قلپ ازش می خورم و بعد یک کم تایپ می کنم و می گذارم مزه گسش بره زیر دهنم. من عاشق مزه گس خرمالو ام. یک جورایی از بی حسی بعدش خوشم میاد.

راستش خیلی چیزها هست که من تو خوراکی ها دوستشون دارم و با لذت خاصی اون ها را می خورم. کم کم. با حرکت آهسته و می گذارم سر فرصت تک تک پرزهای چشاییم حسشون کنه. یک جورایی عشقـ.بازی می کنم با خوراکی های مورد علاقه ام.

یکی دیگه از خوراکی های محبوب من باسلوقه که به مدد شب یلدا دلی از عزاش در آوردم. یعنی یک جعبه شو فکر کنم یک روزه تموم کردم. عاشق اون طعم شیرین و خاصیت ارتجاعیش هستم.

من همون طور که عاشق غذای سنتی ایرانی ها کله پاچه هستم و میریم برای خوردن قسمت های غضروفی پاچه، عاشق امتحان کردن و تست کردن مزه های جدید و غذاهای کشورهای دیگه هم هستم. بزرگترین تفریحم اینه که دست پسرک و آقای اردیبهشتی را بگیرم و برم رستوران چینی و ترکی و لبنانی و ... ( آدرس دارید بدید ممنون میشم!!!! )

من برای بستنی می میرم و عاشق چیزهای سردم ولی باعث نمیشه از یک کاسه سوپ داغ بگذرم.

گرچه شکلات مورد علاقه من شکلات تلخه ولی از خوردن شکلات شیرین و سفید و بادومی و ... به همون اندازه لذت می برم.

و...

در دنیای واقعی هم ذائقه دوست یابی من همین طوره!

من دوست باحجاب دارم، دوست بی حجاب دارم، دوستی دارم که دیپلم داره، دوستی دارم که دکترا داره، یک دوست دارم فوق العاده سنتی، یک دوست دارم از اون ور بوم افتاده و خیلی روشنفکر، یک دوست دارم تمام زندگیش خانه داری و بشور و بسابه و همه هم و غمش اینه هر روز سبزی تازه بخره، یک دوست دارم فکر می کنه وقتی سبزی آماده و غذای آماده و ...هست آدم چرا وقتش را برای این کارها بگذاره؟! یک دوست دارم عاشق شعر، یک دوست دارم عاشق ریاضی، یک دوست دارم 11 سال از خودم بزرگتره یک دوست دارم 10 سال از خودم کوچیکتره!!!!! و ...

و من از بودن با هر کدومشون لذت می برم. هر کدومشون برای من عزیز و محترمند. گرچه بعد از این همه دوست پیدا کردن غیر از تک و توکی کمتر کسی پیدا شده با ذات وجودی من همسانی کامل داشته باشه و افکارمون خیلی شبیه هم باشه ( یکیش آناست! ) ولی دیگه برای دوست پیدا کردن دنبال نیمه گمشده و همزاد و یکی که عین من باشه نمی گردم. من هر وقت در کنار دوستی قرار می گیرم اون قسمتی از وجودم را براش عریان می کنم که شبیهشه! وقتی پیش اونی هستم که همه فکر و ذکرش خونه داریه منم قسمت کدبانوی وجودم را بیدار می کنم و سعی می کنم ازش نکات خانه داری یاد بگیرم. وقتی با اونم که خیلی روشنفکره قسمتی از روحم بیدار میشه که عاشق بحث و حرف و نقده. وقتی با کسی هستم که دین داره بخش معنوی وجودم بیدار میشه و ...

همه آدم ها برای من عزیزند. هیچ کس برای من به دیگری برتری نداره. هر کس محترمه برای من باهوش بودن یا خوشگل بودن یا فعال بودن یا خانم خانه دار بودن یا مدیر موفق بودن و ... به تنهایی معیار انتخاب و اهمیت نیست. اون چیزی که برای من مهمه انسانیت و وجود آدمیه.

هر آدمی بنا به شخصیت و وجود و عقیده و تربیتش برای خودش درسیه. تجربه ای داره که من ندارم. چیزهایی دیده که شاید من ندیدم. کارهایی کرده که شاید من نکردم. و این خیلی مهمه. یعنی این آدم چیزی داره که می تونه برای من مثبت و مفید باشه. درسی بهم بده و تجربه ای به تجربیاتم اضافه کنه.

هر انسانی مجموعه ای خصوصیات خوب و بده. این تویی که می تونی خصوصیات خوبش را ببینی یا خصوصیات بدش را!

به این میگند هنر تعامل. این که بگردی در وجود یکی و نقاط اشتراکش را بیابی. بگردی و از وجودش درس بگیری.

هرکسی، در هر سنی و با هر شخصیتی حرفی برای گفتن داره مهم اینه که تو گوش شنیدنش را داشته باشی. مهم اینه که قلب و روحت را بدون تعصب به روی آدم های اطرافت باز کنی و درس هایی که بهت می دهند را بگیری بدون توجه به این که با این آدم موافقی یا مخالف. هیچ آدمی کامل نیست و هیچ فردی نمی تونه ادعا کنه نیاز به یادگیری از دیگران نداره. اونی موفقه که حتی از یک کودک 5 ساله درس زندگی بگیره.

رفتن پیش استادهای رنگاوارنگ و کتاب های مختلف خوندن تا وقتی که تو از صمیم قلبت تصمیم به تغییر نگرفتی تلف کردن وقته. تو وقتی می تونی پیشرفت کنی، وقتی می تونی به تعالی برسی، وقتی می تونی از دنیا و زندگی درس بگیری که انکار را بگذاری کنار. انکار این که مشکلی نداری، انکار این که نیازی به یادگیری این چیزها نداری، انکار این که تو ناقصی و ... و آغوشت را به روی درس هایی که زندگی بدون چشم داشت و بدون گرفتن شهریه زیاد بهت میده، باز کنی. اون وقته که لازم نیست کلاس های مختلف با اسامی دهن پر کن و شهریه های بالا بری. اون وقته که از یک گربه، یک نوزاد، یک برگ هم می تونی درس درست زندگی کردن بگیری...

مهم اینه که باور کنی تو می تونی درس بگیری و کامل نیستی. مهم اینه درهای روحت را به روی همه و جریان جاری زندگی باز کنی. مهم اینه که باور کنی به این دنیا آمدی تا رشد پیدا کنی و به تعالی برسی. مهم اینه که هر لحظه از زندگیت به چشم یک دانش آموز به دنیا نگاه کنی. مهم اینه... مهم تویی و مهم زندگیه...